۱۴۰۰ يکشنبه ۴ مهر
منشور اخلاقی
عناوین این صفحه
  • شماره 1221
  • 4 صفحه
  • ۱۴۰۰ دوشنبه ۱۳ ارديبهشت
  • اِلأِثنين ٢١ رمضان ١٤٤٢
  • Monday 3 May 2021
کد خبر: ۸۸۷۵

نوآوري حلقه رو به ناپديد در کسب و کارهاي امروز

 

 گفتگو با دکتر علي باسره فعال اقتصادي

زهرا گليج

طبق روال نوشتههاي پيشين در خصوص مصاحبه با فعالان اقتصادي و معرفي ظرفيتهاي اقتصادي استانهاي مختلف کشور، با آقاي دکتر باصره فعال اقتصادي و مدير نشريه الکترونيک واردات و صادرات که در استان خراسان و شهر مشهد فعال هستند گفتگو کرديم و ايشان ديدگاههاي خويش را در خصوص فعاليتها و اقدامات انجام شده در زمينه صادرات و فعالان اقتصادي استان بيان کردند. ديدگاههاي ايشان در خصوص نوآوري عنصر موفقيت کسب و کار که امروزه مغفول مانده است براي توسعه کسب و کارهاي امروز جلب توجه و خواندني است.

سوال اول ـ چه ظرفيتهايي در اين استان يعني استان خراسان وجود دارد؟

در خصوص ظرفيتهاي استان خراسان رضوي صحبتهاي بسياري شده و برشمردن موارد آن از سوي اينجانب تکرار مکررات خواهد بود. مسلّماً مسئولين استان بارها در اين خصوص در نشريات و رسانههاي گوناگون مطالب و توضيحات بسياري را اغلب با تکيه بر آمارها و اطلاعات دقيق ارائه نمودهاند. در اينجا مايل هستم بدون ارائه يک گزارش آماري با نگاهي متفاوت مطالبي را بيان کنم که شايد بتواند در شرايط کنوني راهگشاي ما براي حل مشکلات اقتصادي باشد.

در بسياري از کشورهاي دنيا شهرهايي داريم که گرچه پايتخت کشور نيستند امّا از نظر اهميت با شهر پايتخت برابري نموده و حتي از آن پيشي گرفته و اغلب در ذهن عموم مردم به اشتباه به عنوان پايتخت در نظر گرفته مي شوند. بطور مثال دبي و ابوظبي، استانبول و آنکارا، شانگهاي و پکن، مکّه و رياض و غيره استان خراسان رضوي و شهر مشهد نيز در برابر تهران چنين جايگاهي را دارد. شهر مقدّس مشهد ظرفيتهاي فراواني جهت توسعه در حوزههاي گوناگون از جمله صنعت و توليد انواع محصولات و صنعت گردشگري دارد. در حقيقت، مثبت شدن تراز تجاري کشور مرهون موفقيت استان خراسان بزرگ در صادرات انواع محصولات به خارج از کشور است.

با اين حال همچنان نياز هست که تمام فعالان اقتصادي و مسئولين استان در رشد اقتصادي اين استان بکوشند. شايد بتوان ادعا نمود سرمايهگذاري در استان خراسان بسيار کم ريسکتر از استاني مانند تهران است که نگرانيهاي زيادي از جمله احتمال زلزله، آلودگي فراوان، تراکم جمعيتي بسيار بالا، امنيت پايين اجتماعي و غيره ساختار اقتصادي آن بسيار شکننده نشان ميدهد.

گرچه استان خراسان از نظر بعد مسافتي و نزديکي به شهرهاي مهم نقطه ضعف دارد (که البته صرفاً در هزينه حمل محصولات تاثيري اندک ميگذارد)، اما هنوز در حوزه گردشگري و هتلداري که يکي از پر منفعتترين و بيضررترين حوزههاي اقتصادي (در مقايسه با خام فروشي و يا فروش محصولات کشاورزي در عين بحران کم آبي و غيره) است امکان و فضاي پيشرفت بسياري داريم.

در خصوص توسعه صنايع و کارخانجات توليدي اما مشکلات و راهکارهاي پيشنهادي فقط محدود به اين استان نميشود و بايد نگاهي کلي به سطح کشور داشت. آنچه توليد را با مشکل جدي روبرو کرده عدم حضور قوي در بازار جهاني و عدم وجود دانش و البته فرهنگ تجاري در هر دو بخش خصوصي و دولتي است. دخالتهاي دولت با نام حمايت، هرگز موفق نبوده چون به منزله شنا کردن بر خلاف مسير واقعي جريان تجارت جهاني و اقتصاد موفق در کشورهاي توسعه يافته است.

آنچه معدود فعالين اقتصادي همچون اين حقير را آزار ميدهد اين موضوع است. اين گونه بود که فعاليت فرهنگي خود را به عنوان مدير نشريه الکترونيکي و موسسه توليد محتواي ديجيتال با عنوان مجله واردات و صادرات شروع کرديم. ما به عنوان نخستين برگزارکننده سمينارهاي برخط در شبکههاي اجتماعي در حوزه تجارت بين الملل فعاليت خود را آغاز نموديم و آن هم زماني که بسياري از مسئولين و شخصيتهاي اقتصادي از ورود به شبکههاي اجتماعي ميترسيدند. اکنون به اين نتيجه رسيديم که حرف زدن کافيست. بايد اقدام و عمل نمود. در راستاي تجارت بين الملل، نياز اصلي بازرگانان تحليل بازار کشورها و شناسايي مشتريان واقعي و صادرات است. هر اقدامي در اين راستا انجام شود بسيار ارزشمند است و اقتصادِ نه يک استان بلکه کل کشور را تحت تاثير قرار خواهد داد.

اگر هيئتهايي به کشور ميآيند بايد جلسات بدون سخنرانيها و معرفيهاي زائد و اتلاف وقت ارزشمند ميهمانان حاضر در جلسه باشد؛ بلکه به جاي سخنرانيهاي ميزبانان، پاي صحبتهاي ميهمان خارجي بنشينيم و شرکتهاي ايراني بايد  بدون در نظر گرفتن روابط و دوستي با فلان سازمان برگزارکننده جلسه و صرفاً بر پايه توانمنديها و احتمال انجام توافق، انتخاب و دعوت شوند. علاوه بر معرفي شرکت و محصولات، بايد اهداف شرکتهاي متقاضي جلسه مشخص و بررسي گردد تا شرکتهايي در جلسات در مقابل هم قرار گيرند که تا حدودي احتمال انجام توافق و معامله با آنها وجود دارد. بايد برگزاري اين گونه برنامهها نه يک وظيفه روزانه به سبک سازمانهاي دولتي باشد و نه به عنوان يک برنامه پر سود به سبک شرکتهاي خصوصي. تمام اين دردها بود که اينجانب را به عنوان کسي که گاهي وظيفه ترجمه همزمان را در چنين نشستهايي برعهده داشتم، بر آن داشت که بکوشم حرکتي متفاوت و بسيار عملياتيتر را انجام دهيم که شايد حتي براي سازمانهاي مربوطه درسهايي را داشته باشد. يعني بجاي سخن گفتن از اقتصاد مقاومتي، اقدام و عمل را سرلوحه خود قرار دهيم.

سوال دوم ـ خود را معرفي کنيد و درباره فعاليت خود بنويسيد.

بنده به عنوان مدير تحقيق و توسعه بازرگاني در يک هولدينگ بازرگاني که بزرگترين سهامدار يکي از منطقه ويژه اقتصادي هست بايد به عرض برسانم تلاشهاي ما و ساير مجموعههاي دولتي و غيردولتي در راستاي شناساندن ظرفيتهاي مناطق ويژه اقتصادي يا ساير ظرفيتهاي استاني بايد از برگزاري سمينارهاي پرجمعيت که بيشتر بُعد تبليغاتي و تهيه محتواي خبري دارد، فراتر برود.

در خصوص شناساندن منطقه بايد بگويم آنچه ما نياز داريم معرفي نيست؛ بلکه توجيه اقتصادي بودن سرمايه گذاري و توسعه در منطقه است. مشکلي که ما داريم اين است که گاهي مخاطبين خود را به اشتباه انتخاب مينماييم. اکنون در چرخه اقتصادي کشور جريان پول بسيار کند است. به اصطلاح ميگويند در بازار داخلي پول نيست و تمام پولها در قبضه بانکهاست. البته بانکها به شدت دنبال وام گيرندههاي کلان با تضامين بالا هستند، اما توليدکنندگان ميکوشند به اين دام نيافتند و در اين شرايط رکود بازار، تنها براي رفع مشکلات مالي کنوني، تمام دارايي خود را از دست ندهند و به اصطلاح از چاله به چاه نيافتند.

امروز اقدام صحيح اين است که به جاي سرمايهگذاران داخلي، به سرمايهگذاران خارجي رو بياوريم. ميدانيد که متاسفانه سياه نماييهايي که به ناحق بر عليه کشورمان در دوران تحريم و توسط دشمنان منطقهاي و بين المللي انجام شد (که البته ما هم بهانههاي آن را در عين بيدقتي به آنها داديم)، ضرر زيادي به وجهه کشورمان وارد نمود. اکنون سرمايهگذاري در ايران، لااقل در ذهن سرمايهگذاران خارجي، بسيار پرخطر و غيرقابل توجيه است. آنها شرايط اقتصادي ايران را ناپايدار ميدانند. اينها چيزهايي است که سرمايه گذاران در مورد آن نگرانند. نشان دان يک کليپ به زبان انگليسي در خصوص شناساندن ظرفيتهاي منطقه و يا حتي بردن آنها به منطقه موردنظر و نشان دادن زميني که معمولاً باير است! مشکل گشاي ما نيست. شما اين را به يقين بدانيد که اگر هيئتي از تجار از آمريکاي لاتين و يا هر کشور دورافتادهاي به ايران ميآيد، پيشتر مطالعات لازم را انجام داده و به يقين رسيده که احتمال نوعي همکاري با ما وجود دارد؛ پس چه ميشود که وقتي ميآيند و ميروند، اتفاقي نميافتد؟ اين به عدم مديريت درست ما بر ميگردد. همين بستههاي معرفي منطقه را ميتوان براي اعضاي هيئت پيش از جلسه ارسال الکترونيکي کرد. در جلسات نيز، سازمان ميزبان بايد ساکت بماند و طرفهاي تجاري دو کشور بدون اتلاف وقت با هم وارد مذاکره شوند؛ هر شرکت با شرکتي که از نظر اهداف با هم مطابقت دارند. نبايد يک صادرکننده محصولات لبني را روبروي يک صادرکننده لبني ديگر بنشانيم. اگر هر دو دنبال صادرات هستند پس چه همکاري ميتواند بين آنها ايجاد شود؟ اگر امروز همه به دنبال صادرات هستند پس اولويت را به پذيرش هيئتهايي بدهيم که خريدارند. به آنها خدمات با کيفيت و بسيار حرفهاي (وي آي پي) بدهيم؛ نه آنکه سفير آن کشور را با خودروي سمند به بازديد از کارخانه ببريم! بنده به چشم اين مورد را ديدم و بسيار متاسف شدم.

سوال چهارم. نقش زنان در اين منطقه چگونه است و چه اقداماتي ميتوانند در راستاي استفاده از ظرفيتهاي منطقه و فعاليت اقتصادي انجام بدهند؟

در خصوص نقش بانوان در تجارت خارجي حرفي نميزنم چون اين مسئله اصلاً اهميتي ندارد. تاجر بدنبال تجارت است؛ چه فرقي ميکند طرف شما يک بانوي بازرگان باشد يا خير؟ بانوان بسيار موفقي را در حوزههاي اقتصادي ميشناسيم. از جمله سرکار خانم دکتر مقيمي و خانم دانشور. همه براي يک بانوي موفق احترام خاصي قائل هستند. بازرگانان خارجي به ويژه از کشورهاي توسعهيافته نيز به هيچ وجه تفاوت جنسيتي را براي تجارت مدنظر قرار نميدهند.

سوال پنجم. براي شناساندن بيشتر اين منطقه چه پيشنهادات و راهکارهايي داريد؟

از پيشنهاد بنده براي کمک به اقتصاد استان پرسيديد؛ بايد عرض کنم که پيشنهادات جديدي براي ارائه ندارم که فعالان اقتصادي و مسئولين محترم ندانند. آنچه مهم است اجرايي شدن آنهاست. آنچه مهم است اتحاد همه ما براي کمک به کشور است نه کشيدن گليم خودمان از آب! ما همه، سربازان اين کشور هستيم و مطيع فرماني که اقدام و عمل را دستور فرمودند. بايد اکنون تک تک ما بگوييم شخص من براي تحقّق اين فرمان چه کردم؟ لازم نيست شخص استاندار باشيد؛ حتي کوچترين کاسب بازار هم نقش دارد و بايد براي شکوفايي اقتصاد کشور تلاش نمايد. چرا تاجر ايراني غيرقابل اعتمادترين تاجر در منطقه شناخته ميشود. نميخواهم بگويم اين گونه است؛ ولي قبول داريد که بسياري از کشورها در مورد ما اين گونه فکر ميکنند؟ وقتي ما خودمان، خودمان را تحريم ميکنيم، وقتي به همکاران هموطن خودمان رحم نميکنيم چگونه ميخواهيم وجهه خوبي در عرصه بين الملل داشته باشيم؟

کيفيت محصولات ايراني بسيار مهم است. تاجر ما نبايد به خود اين اجازه را بدهد که وقتي پولش را گرفت جنس مغاير با توافق را ارسال نمايد. تجارت يک امر تداوم دار است. برندسازي يعني همين؛ يعني يک پروسه دقيق و حساب شده با اهداف درازمدت. برندسازي طراحي يک لوگو و درج تبليغات در بيلبردها نيست. بايد نام «ساخت ايران» و يا نام فلان شرکت ايراني، خود به معناي اطمينان از کيفيت باشد. بايد استفاده از محصول ما براي مشتري «ارزش» ايجاد نمايد. به عنوان مثال، ما هر نوع محصولي که ساخت آلمان باشد را بر محصول مشابه آن از کره و يا حتي ايران ترجيح ميدهيم. اما چرا؟

در حوزه گردشگري نيز استان خراسان را داراي ظرفيتهاي فراوان ميدانيم اقدامات بسياري بايد انجام شود. مشکلات متعددي در اين استان هست و اقدامات بسيار خوبي هم انجام شده است؛ تلاشهاي شهرداري مشهد و البته آستان قدس رضوي را نميتوان ناديده گرفت. معاونت تبليغات آستان قدس با فعاليتهاي فرهنگي ارزشمند ميزبان بسيار خوبي براي زائرين ايراني و غيرايراني بوده است. اما نميتوان توسعه اين استان را صرفاً بر عهده سازماني دانست که حتي به طور مستقيم از موضوع گردشگري سود و نفع مالي نميبرد. تمام سازمانها و حتي تمام فعالين اقتصادي استان موظف هستند در تبديل نمودن شهر مشهد به قطب گردشگري جهان اسلام تلاش نمايند. عدم ورود گردشگران مسلمان از کشورهاي ثروتمند منطقه از جمله ضربههاي شديدي بود که در سالهاي اخير، علاوه بر رکود عمومي کشور، به اين استان تحميل شد. اين نيز به ديپلماسي کشور باز ميگردد که اميدواريم بزودي اين مشکل حل شود.

يک مشکل ديگر که بيشتر ذهن بنده را به خود مشغول نموده و شايد اين گونه که عرض مينمايم مورد توجه شما واقع نشده باشد اين است که کسب و کارهاي ما مقلّد شدهاند. يعني چيزي به نام عنصر نوآوري کمرنگ شده است. امروزه شاهد آن هستيم يک عده ايدهاي نو را عملي ميکنند و به محض اينکه موفقي حاصل شد همه شروع به ايجاد کار مشابه در نقاط مختلف مينمايند و در نهايت همگي از جمله کسب و کار نوآور، شکست ميخورند. امّا علت چيست؟ ببينيد بزرگواران، براي يک کسب و کار، يک تعداد خاص از مشتري مورد تصور است. اگر کسب و کار جديدي ايجاد شود اين مشتريها بايد بين اين دو تقسيم شوند؛ اين در حالي است که هزينهها همچنان ثابت هستند. مثالهايي را عرض مينمايم: اگر ما در شهر مشهد ۳۰۰۰ هتل داشته باشيم و ۱۵ ميليون گردشگر، اين تعداد گردشگر، بين هتلها به نسبتهاي مختلف تقسيم ميشود. اگر ۱۰ هتل ۵ ستاره باشد و شما يک هتل ۵ ستاره ديگر بسازيد، از مشتريهاي ۱۰ هتل ديگر بايد مشتري خود را جذب نماييد. اين مثال در سطح وسيعتر در تمام کسب و کارها از جمله پارکهاي آبي، رستورانهاي سنتي و فرنگي، فروشگاههاي پوشاک و غيره نيز وجود دارد. ما به جاي خراب کردن بازار ديگران بايد بتوانيم محصول جديد و يک بازار جديد خلق نماييم. بايد از کشورهاي جديد تورهاي بيشتري را به کشور وارد نماييم. بايد بر تعداد گردشگران بيافزاييم و بعد بر تعداد هتلها بيافزاييم. در حوزه تجارت بين الملل هم مثال بنده اين است که اگر همه به ترکمنستان و افغانستان صادرات دارند ما محصولمان را براي نخستين بار به گرجستان ببريم. نگاه سازمانهاي بازرگاني کشور نيز بايد همين باشد.

از نظر بنده، يک تجارت موفق، تجارتي است که مبتني بر يک استراتژي و الگوي تجاري پويا و باز است؛ به اصلاح هر طرف که باد ميوزد و سود در آن هست به همان سمت ميرود. وقتي شما نوآور هستيد رقيبي نداريد که نگران شکست خوردن از او باشيد و نقاط ضعف و قوت خود را با او بسنجيد و چون همواره در حال تغيير مسير هستيد از مقلدين خود هم هميشه يک قدم جلوتر هستيد. اين نگاه جديد ايده اينجانب در حوزه طراحي يک الگوي کسب و کار است.

 

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر سیستم منتشر خواهند شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهند شد
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشد منتشر نخواهند شد
عنوان صفحه‌ها